|
*یک پلک زدن غافل از آن ماه نباشیم***********شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم* |
|
امروز چگونه از حسین الگو بگیریم مقدمه یكی از مسائل مهم و پیچیدهای كه امروزه متولیان تعلیم و تربیت اسلامی با آنرو به رو هستند، چگونگی الگوسازی از اسوههای دینی، متناسب با شرایط موجود است،زیرا به طور قطع میتوان گفت كه در نظام تربیتی اسلام، یكی از عوامل مؤثر درشكلگیریِ شخصیت مذهبی همانندسازی با الگوهای برتر است. از سوی دیگر، تاریخ اجتماعی بشری نشان داده میشود كه در صورت عدم وجودالگوها در یك جامعه انسانی، افراد در زندگی ظاهری، عقلی و ایمانی خویش سر در گم وحیران میمانند؛ زیرا انسان شاخصی (معیاری) برای سنجش و تعیین مقدار داراییهایارزشی، اخلاقی و انسانی خودش ندارد و سلامت و یا بیماری اجتماعیاش را تشخیصنمیدهد. انسان در چنین حالتی نه میزانی برای سنجش حدود و كمالات و صفات انسانیو الهی خویش دارد و نه میزانی برای سنجش نارسایی و كمبودهایش. شاید گزاف نباشداگر قائل شویم كه بحرانهای بی شمار اخلاقی و ارزشی كه در قرن بیستم برای بشرپدیدآمده، به دلیل وجود همین خلا است. به هر حال برای جامعهای كه میخواهد نسلی توانمند، پویا، مؤثر، پرصلابت،دارای عشق و ایمان، پرورش دهد بدون توجه به الگوی بی بدیل عالم اسلام مسیرنخواهد بود. در این نوشتار، نگارنده سعی دارد به یكی از سؤالات اساسی و مهم، اینمسئله، كه همان چگونگی الگوسازی از اسوههای دینی در عصر حاضر است پاسخ گوید.به این امید كه با طرح و ردیابی این مسئله روزنهای به دنیایی از پژوهشها وككاوشهایی كه برآیند آن، دستیابی به مدلی از الگوگیری باشد، گشوده شود. مفهوم الگوگیری الگو (pattern) در كتاب فرهنگی علوم اجتماعی چنین تعریف شده است: الگو بهمعنای مدل، گونه و هنجار است. الگو به افراد انسانی كامل و رشد یافتهای كه لیاقت سرمشق بودن دیگران را دارنداطلاق میگردد. الگوی تربیتی نیز كه در فرهنگ اسلامی از آن به اسوه، امام، شاهد و ولی الله تعبیرمیشود، عبارت از شخص یا جامعهای است كه میتواند آیینه یا تبلور عینی یك مكتبیا نظام فكری باشد. به همین جهت نظریه پردازان معتقدند كه از دو طریق میتوان بهساختار یك مكتب و نظام فكری آن پی برد: 1ـ شناخت طرح و اصول اساسی آن در جنبه تئوریك؛ 2ـ شناخت الگوهای عینی و عملی برای تربیت افراد. در فرهنگ قرآنی از عالمان ربانی، حزب خدا، اولیای خدا، جانشینان خدا، اهلذكر، نفسهای مطمئن، راسخان در علم، عبادالرحمان، درهای اسلام، احیاگران معارفو مبانی دینی به عنوان الگوها و اسوهها یاد شده است. عرفای اسلام از آنان به «انسانكامل»، «پیر و مرشد»، «ولی الله»، «عقل كامل»، «مرد حر»، «آیینه خدانما» و... تعبیركردهاند. اسوه در لغت نامه دهخدا چنین تعریف شده است: اسوه، پیشوا، مقتدا، قدوه،پیشرو، خصلتی كه شخص بدان لایق مقتدایی و پیشوایی میگردد. راغب اصفهانی در كتاب مفردات معنایی این گونه ارائه میدهد و اسوه را حالتی ازحالات انسانی میداند كه از آن طریق آدمی پیروی میكند از دیگری در خوب و بد و سودو ضرر. من از پیامبر اكرم (ص) به طور كامل پیروی میكردم و هر روز برای من از اخلاق خودنشانهای برپا میداشت و مرا به پیروی آن فرمان میداد. نقش اسوههای دینی در تكوین شخصیت انسان عوامل متعددی در تحول و تكون شخصیت انسان مؤثر است؛ مانند: وراثت،فطرت، نظام سیاسی، خانواده، گروه هم سن و مسائل فرهنگی. ولی در بین این عوامل،مؤثرترین تأثیر و نقش را الگوها دارد. اصلاًگرایش انسان به اسطوره سازی از همین نیاز یا خلا ذاتی سرچشمه میگیرد.از دیدگاه عقل بیشترین نقش در تكوین شخصیت از الگوهای عینی است، زیرا دریافتپیام از طریق الگوها آسانتر از دریافت از طریق عامل ذهنی و آموزشی است. علاوه برا´نعامل عینی مؤثر است. یادگیری از طریق الگو از مقوله دیدن است ولی شرح و بیان ازمقوله شنیدن. تحقیقات نشان میدهد كه 80% یادگیری از طریق دیدن صورت میگیردو فقط 13% یادگیری از طریق شنیدن است و 7% از طریق حواس دیگر. دقیقاًبه همیندلیل است كه در آموزههای دینی ما سفارش شده است:«كونوا دعاة الناس بغیرالسنتكم؛ دعوت كنندگان مردم باشید به غیر زبانتان». به هر حال، نخستین عامل سرنوشت ساز در تربیت انسان الگو است. انسانهمواره به الگو نیاز دراد و برای شكل دادن شخصیت خود نمونه و سرمشق میطلبد. ایننیاز و طلب، ریشه در فطرت دارد. معرفی الگوهای ربانی در قرآن پاسخ به همین نیازاست: (لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنة) و (قد كانت لكم اسوة فی ابراهیم والذین معه)»، (لقد كان لكم فیهم اسوة حسنة لمن كان یرجوالله). یكی از دلایل استمرار امامت و خالی نبودن زمین از حجت كه از مسلمات مذهبماست در همین نكته نهفته است، زیرا انسان همواره به چهرههای صالح و شایسته ومحتاج است تا با اقتدای به سیمای فكری و اعتقادی، علمی، عملی و اخلاقی آنان درسفضیلت بیاموزد و راه سعادت دنیا و آخرت خویش را بیابد. در مجموع باید گفت: دستیابی به قرآن و اسلام ناب بدون عنایت به الگوهایعینی ممكن نخواهد بود. حضرت علی(ع) با آن همه فضایل خود را بینیاز از الگو و مقتدا نمیبیند و درخصوص تأثیر تربیت رسول اكرم(ص) در شكلگیری شخصیت اخلاقی خود میفرماید:«من از پیامبر اكرم (ص) به طور كامل پیروی میكردم و هر روز برای من از اخلاق خودنشانهای برپا میداشت و مرا به پیروی آن فرمان میداد». انسان همواره به الگو نیاز دارد و برای شكل دادن شخصیت خود نمونه و سرمشقمیطلبد. این نیاز و طلب ریشه در فطرت دارد. معرفی الگوهای ربانی در قرآن پاسخ بههمین نیاز است. در مجموع باید گفت: فقدان اسوة حسنه در طی طریق كمال، بدان معناست كهانسان اسیر شیطان گشته و خلا وجودی «اسوه حسنه» را در همه ابعاد اعم از فردی -اجتماعی با اسوههای سیئه پرسازد:«من لم یكن له شیخ فشیخه الشیطان» استعمار گرانی كه به دگرگونی ارزشهای ملتها فكر میكنند ابتدا الگوها را تغییرمیدهند و الگوهای دلخواه را در تمام جوانب زندگی یك جامعه مطرح میسازند تانسبت به استحاله فرهنگی و همسان سازی فرهنگی فرد با فرهنگ خود موفق شوند. به پیامبر پاكیزه و پاك اقتدا كن كه راه و رسم الگویی است برای الگوطلبان و سایه فخر و بزرگیاست برای كسی كه خواهان بزرگواری باشد. ویژگیهای الگو قرآن برای شخصیتهای ربانی پنج ویژگی بنیادین را معرفی میكند: 1- عشق آتشین به حضرت حق و اولیای او؛ 2- تعقل و علم برتر؛ 3- توانایی و قدرت برتر؛ 4- هماهنگی بین عمل و گفتار؛ 5- تلازم با اجتماع یا وحدت در عین كثرت. الگوهای ربانی بر اثر معرفت و محبت به حضرت حق و انبیا و اولیای الهی محبوبحضرت حق و اولیای او واقع میشوند كه نهایت آن وحدت محب و محبوب است و بهحدی از كمال میرسد كه روح محب آیینه سان، تمام صفات و اسمای الهی را در خودمنعكس مینماید. شخصیت ربانی، قرآن مجسم و اسلام زنده است. به همین جهتدستیابی به قرآن و اسلام ناب بدون عنایت به این الگوهای عینی ممكن نخواهد بود. چگونگی الگوگیری از اسوههای دینی تردیدی نیست كه شخصیت عظیم اسوههای دینی در همه زمینههای زندگی الگوو اسوهاند. به گونهای كه اگر همه انسانها از آن سرمشق بگیرند به طور قطع سعادت در دوجهان را به دست خواهند آورد. با توجه به این كه در میان غرایز متفاوت انسان، غریزهالگوخواهی و سمبلطلبی از نظر تربیتی و روانشناسی تربیتی اهمیت فراوان دارد،«انسان با غریزه الگوخواهی به شناخت و شناسایی سمبلها، سرمشقها، و الگوهایبرتری روی میآورد. انسان با الگوها و سمبلهایش زندگی میكند، تصمیم میگیرد وانتخاب میكند.» از اینرو استعمارگرانی كه به دگرگونی ارزشهای ملتها فكر میكنند ابتدا الگوهارا تغییر میدهند و الگوهای دلخواه را در تمام جوانب زندگی یك جامعه مطرح میسازندتا نسبت به استحاله فرهنگی و همسان سازی فرهنگی فرد با فرهنگ خود موفق شوند. معرفی الگوهای معصوم از جانب پروردگار، پاسخ مناسب خالق انسانها به غریزهالگو خواهی و سمبلطلبی است. به همین جهت است كه مفسر و مبین به حقِ قرآن،حضرت علی (ع) میفرمایند: «در زندگی فردی و اجتماعی و در تحولات سیاسی و اجتماعی، در جنگ و صلح درقیام و قعود، به امامان معصوم و اهل بیت: بنگرید، از آنها الگو بگیرید، روشهای آنانرا با روح تقلید و تمرین تكرار كنید. در غیر این صورت مثل گوسفندی كه از گلة خود جداگشته طعمه گرگهای گرسنه خواهید شد.» «محبوبترین بنده نزد خدا كسی است كه از پیامبرش پیروی كند، گام بر جایگاهقدم او نهد.» اما آنچه كه در این نوشتار ما درصدد پاسخگویی به آن هستیم این است كه چگونهبا این الگوهای معصوم همچون امام حسین (ع)، همانند سازی نماییم و با توجه بهشرایط موجود چگونه الگو سازی نماییم. روان شناسان اجتماعی در دو دهه به تبعیت از باندورا ـ نظریه پرداز برجسته ـیادگیری اجتماعی در بررسیهای علمی خود به این نتیجه رسیدهاند كه آموزش ویادگیری اجتماعی از طریق الگوها فرآیندی پیچیده است كه حداقل دو شرط در تحققآن دخالت دارد: 1ـ اكتساب و اختیار رفتارها و عادتهای آنان. 2ـ پذیرش رفتار الگوها به عنوان الگوی رفتاری و حركت در مسیر آنها و تكراریرفتارشان. برای الگو سازی از الگوهای دینی باید ببینیم آنها چه قدمهایی را برداشته و چهباورهایی داشتند به بیان دیگر كشف دقیق و مشخص راههایی كه آنها رفتند كه به اینعمل در اصطلاح مدل سازی میگویند. پایه گذاران علم مدل سازی، جان گریندر (Ggreinder)، زبان شناس برجستهجهان و ریچارد بندلر (bandler) ریاضیدان، دریافتند كه برای الگوسازی باید از رفتارالگوها مدل سازی نمود. آنان معتقدند كه برای الگوسازی باید سه عنصر اساسی را همانندسازی كرد: الف: در نظام عقیدتی شخص (beleif)(system) یعنی آنچه الگو باور دارد.بنابراین اگر نظام عقیدتی شخصی را مدل سازی نمایید، اولین قدم را برداشتهاید، تامانند او عمل كنید و در نتیجه به همان هدف برسید. ب: قالب فكری، شیوه سازمان دادن به افكار و اندیشه هاست. ج: اعمال جسمانی: طرز تنفس، ژستها، تغییرات قیافه و... به طور كلی مدل سازی، یعنی بررسی راههای رفته دیگران. دستاورد این بحث این است كه اگر انسان میخواهد فردی قدرتمند، بزرگ وپیروز و سرنوشت ساز باشد و احیاناً آرزو دارد كه تحولات عظیمی را در جامعه خود و یا درجهان ایجاد نماید باید از افراد نیرومند، تحول آفرین و انقلابی الگوبرداری نماید و خود رادر زمینه اعتقادات، قالبهای فكری و هم چنین حالتهای جسمانی و رفتاری با آنهاهمانند سازی و هماهنگ نماید. الف: بخش اعتقادات (نظام عقیدتی) ب: بخش احكام. ج: بخش اخلاقیات (كیفیت و روابط اجتماعی مسلمان را سامان میدهد. اخلاقویژه هر فرد را میتوان قالب فكری او دانست). در الگو سازی از اسوههای دینی اگر بتواند این سه عنصر اساسی را در الگو مدلسازی نماید در الگو سازی موفق خواهد بود. به بیان دیگر: اگر دقیقاًبه نظام عقیدتی وباورهای الگو دسترسی پیدا كند و آنها را به خوبی بشناسد و علاوه بر آن دسترسیدقیق و صحیح بر قالبهای فكری حاكم براو و رفتارها و حالات جسمانی و اخلاقی الگوپی ببرد و بتواند آنها را به خوبی تشخیص دهد و بشناسد آن زمان است كه میتواندمدلسازی نماید. اگر گامهایی را كه او برداشته به خوبی بشناسد و او هم سعی كند با شوق و علاقه آنگامها را دقیق و صحیح بردارد، میتواند همانند سازی نماید و در الگو گیری موفق شود وبه همان اهدافی كه الگو رسیده او هم میتواند برسد. همان طور كه در بخش قبلی نوشتار توضیح داده شد حضرت علی (ع) میفرماید:«انظروا بیت نبیكم...،دقیقاًنگاه كنید به اهل بیت پیامبر اكرم... (ص)». حضرت توصیه میكنند كه روشهای آنان را با روح تقلید و تمرین تكرار كنید.زمانی كه حضرت ضرورت الگوگیری از پیامبر اكرم (ص) را در خطبهای بیان مینمایند،میفرمایند: فتأس بنبیك الاطیب الاطهر، فان فیه اسوة لمن تأسی...؛ پس به پیامبرپاكیزه و پاك اقتدا كن كه راه و رسم الگویی است برای الگوطلبان و سایه فخر و بزرگیاست برای كسی كه خواهان بزرگواری باشد.» در زندگی فردی و اجتماعی و در تحولات سیاسی و اجتماعی، در جنگ و صلح درقیام و قعود، به امامان معصوم و اهل بیت: بنگرید، از آنها الگو بگیرید، روشهای آنانرا با روح تقلید و تمرین تكرار كنید. در غیر این صورت مثل گوسفندی كه از گلة خود جداگشته طعمه گرگهای گرسنه خواهید شد. «محبوبترین بنده نزد خدا كسی است كه از پیامبرش پیروی كند، گام بر جایگاهقدم او نهد.» حضرت بعد از این مقدمه به معرفی نظام عقیدتی حضرت رسول (ص) میپردازد وسپس قالب فكری پیامبر اكرم (ص) را بیان میكند. نحوة بر خورد ایشان با دنیا، دوستیهاودشمنیهای وی . نكته جالب توجه اینكه به تبیین حالات جسمانی و رفتاری حضرت رسول (ص)میپردازند و چه زیبا از این حالات سخن میگویند: او روی زمین مینشست و غذامیخورد، ساده مینشست، با دست خود كفش خود را وصله میزد جامه خود را با دستخود میدوخت و بر الاغ برهنه مینشست»؛ حتی از پردة در اتاق حضرت نیز سخنمیگویند. این نحوة بیان مولای متقیان حضرت علی (ع) از پیامبراكرم (ص) به عنوان«اسوة حسنة» دقیقاًنشان دهندة این مطلب است كه اگر كسی اراده كرده كه فردی را بهعنوان الگو بپذیرد ابتدا باید خودش بخواهد فردی را به عنوان الگو بپذیرد. اگر خواست فردبود آن گاه برای الگو سازی از این شخصیت بزرگ همان طور كه روانشناسان ومتخصصان تعلیم و تربیت مطرح كردند باید كاملاًنظام عقیدتی و فكری و همچنینحالات جسمانی و رفتارهای او را بشناسد و به دقت بداند تا ـ به تعبیر حضرت علی (ع) ـبتواند گام بر جایگاه قدم او نهد. شناسایی دقیق و كامل گامهایی كه او برداشته برای تأسیاز ضرورتهای اساسی است تا بتواند به خوبی مدل سازی نماید. از سوی دیگر از موضعگیریهای حضرت در طول حیاتشان و بالاخص در جریانعاشورا به خوبی میتوان به قالب فكری حضرت حسین (ع) پی برد. از طرف دیگر بابررسی و دقت فروان در رفتارها و حتی حالتهای جسمانی كه اتفاقاًبر خلاف بقیه بزرگاندیگر در تاریخ، زیاد از حالات و رفتار جسمانی حضرت سخن به میان آمده است،میتوانیم از این شخصیت بزرگ الهی همانند سازی و الگو سازی نماییم. به امید آنكه خداوند به همه ما انسانها توفیق عنایت نماید تا بتوانیم با شناختالگوهای برتر، با تأسی به آنها در طریق سعادت و كمال گام برداریم. بالاخص در سالعزت و افتخار حسینی فرصت را مغتنم شمرده و بتوانیم از شخصیت نادر جهان اسلام،سرور شهیدان حضرت امام حسین (ع) همانند سازی و الگوگیری نماییم. در این صورت است كه سعادت دنیا و آخرت ما تضمین میگردد. بر خود لازممیدانم كه از مقام معظم رهبری كه این فرصت را برای ما ایجاد نمودند و با اختصاصاین سال به نام سال امام حسین (ع) زمینه آشنا كردنِ بیشتر با ابعاد شخصیتی حضرت رافراهم نمودند تشكر نمایم. منبع تبیان: حسین عسگری
اهميت اربعين از کجاست ؟ صرف اينکه چهل روز از شهادت شهيد مي گذرد ، چه خصوصيتي دارد ؟ اربعين خصوصيتش به خاطر اين است که در اربعين حسيني ياد شهادت حسين زنده شد و اين چيز بسيار مهمي است . شما فرض کنيد اگر اين شهادت عظيم در تاريخ اتفاق مي افتاد يعني حسين بن علي و بقيه شهيدان در کربلا شهيد مي شدند ، اما بني اميه موفق مي شدند همانطور که خود حسين را و ياران عزيزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زير خاک پنهان کردند ، ياد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهاي بعد محو کنند .ببينيد در اين صورت آيا اين شهادت فايده اي براي عالم اسلام داشت ؟ يا اگر هم براي آن روز يک اثري مي گذاشت ، آيا اين خاطره در تاريخ هم ، براي نسلهاي بعد هم ، براي گرفتاريها و سياهي ها و تاريکي ها و يزيديهاي دوران آينده تاريخ هم اثري روشنگر و افشا کننده داشت ؟ اگر حسين شهيد مي شد ، اما مردم آن روز و مردم نسلهاي بعد نمي فهميدند که حسين شهيد شده ، آيا اين خاطره چه اثري و چه نقشي مي توانست در رشد و سازندگي و هدايت و برانگيزانندگي ملتها و اجتماعات و تاريخ بگذارد ؟ مي بينيد که هيچ اثري نداشت ، بله حسين که شهيد مي شد ، خود او به اعلي عليين رضوان خدا مي رسيد ، شهيداني که کسي نفهميد و در غربت ، در سکوت ، در خاموشي شهيد شدند ، به اجر خودشان در آخرت رسيدند ، روح آنها فتوح و گشايش را در درگاه رحمت الهي به دست آورد ، اما آيا چقدر درس شدند ، چقدر اسوه شدند ، درس ، آن شهيدي مي شود که شهادت او و مظلوميت او را نسلهاي معاصر و آينده او بدانند و بشنوند ، درس و اسوه آن شهيدي مي شود که خون او بجوشد و در تاريخ سرازير بشود ، مظلوميت يک ملت آن وقتي مي تواند زخم پيکر ستم کشيده شلاق خورده ملتها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که اين مظلوميت فرياد بشود ، اين مظلوميت به گوش انسانهاي ديگر برسد ، براي همين است که امروز ابرقدرتها صدا توي صدا انداختند که صداي ما بلند نشود ، براي همين است که حاضرند پولهاي گزاف خرج کنند تا دنيا نفهمد که جنگ تحميلي چرا به وجود آمد ، با چه انگيزه اي ، با دست که ، با تحريک که . آن روز هم دستگاههاي استکباري ، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قيمت اين که نام و ياد حسين و خون حسين و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملتهاي بعد باقي نماند و شناخته نشود . البته در اوائل کار درست نمي فهميدند که چقدر مطلب با عظمت است . هر چه بيشتر گذشت ، بيشتر فهميدند . در اواسط دوران بني عباس حتي قبر حسين بن علي عليه السلام را ويران کردند ، آب انداختند ، خواستند از او هيچ اثري باقي نماند . نقش ياد و خاطره شهيدان و شهادت اين است ، شهادت بدون خاطره ، بدون ياد ، بدون جوشش خون شهيد ، اثر خودش را نمي بخشد و اربعين آن روزي است که برافراشته شدن پرچم پيام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست . حالا چه در اربعين اول ، خانواده امام حسين عليه السلام به کربلا آمده باشند و چه نيامده باشند . اما اربعين اول آن روزي است که براي اولين بار زائران شناخته شده حسين بن علي به کربلا آمدند ؛ جابربن عبدالله انصاري است و عطيه از اصحاب پيغمبر ، از ياران امير المومنين و آمدند آن جا و جابربن عبدالله حتي نابينا بود - آن طور که در نوشته ها و اخبار هست - و دستش را عطيه گرفت و برد روي قبر حسين بن علي گذاشت و او قبر را لمس کرد و گريه کرد و با حسين بن علي عليه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسين بن علي را زنده کرد و سنت زيارت قبر شهداء را پايه گذاري کرد . يک چنين روزمهمي است روز اربعين. حركت امام حسين(ع) براى اقامهى حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلبالاصلاح فى امّة جدّى اريد ان امر بالمعروف وانهى عنالمنكر ...»( بحارالانوار، ج 44، ص 329). در زيارت اربعين كه يكى از بهترين زيارات است، مىخوانيم: «و منحالنّصح و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك منالجهالة و حيرةالضّلاله». آن حضرت در بين راه، حديث معروفى را كه از پيامبر(ص) نقل كردهاند، بيان مىفرمايند: «ايهاالنّاس انّ رسولاللَّه صلّىاللَّه عليه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرماللَّه ناكثا لعهداللَّه مخالفا لسنة رسولاللَّه صلّىاللَّه عليه و اله و سلم يعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لاقول كان حقّا علىاللَّه ان يدخله مدخله» (بحارالانوار، ج 44، ص 382). تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نيز گفتارى كه دربارهى آن بزرگوار از معصومين رسيده است، اين مطلب را روشن مىكند كه غرض، اقامهى حق و عدل و دين خدا و ايجاد حاكميت شريعت و برهم زدن بنيان ظلم و جور و طغيان بوده است. غرض، ادامهى راه پيامبر اكرم(ص) و ديگر پيامبران بوده است كه: «يا وارث ادم صفوةاللَّه يا وارث نوح نبىّاللَّه ...»( مفاتيحالجنان، زيارت وارث) و معلوم است كه پيامبران هم براى چه آمدند: «ليقومالنّاس بالقسط». اقامهى قسط و حق و ايجاد حكومت و نظام اسلامى. اساساً اهميت اربعين در آن است كه در اين روز، با تدبير الهى خاندان پيامبر(ص)، ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد و اين كار پايهگذارى گرديد. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبيل شهادت حسينبنعلى(عليهالسّلام) در عاشورا - به حفظ ياد و آثار شهادت كمر نبندند، نسلهاى بعد، از دستاورد شهادت استفادهى زيادى نخواهند برد. درست است كه خداى متعال، شهدا را در همين دنيا هم زنده نگه مىدارد و شهيد به طور قهرى در تاريخ و ياد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبيعىيى كه خداى متعال براى اين كار - مثل همهى كارها - قرار داده است، همين چيزى است كه در اختيار و ارادهى ماست. ما هستيم كه با تصميم درست و بجا، مىتوانيم ياد شهدا و خاطره و فلسفهى شهادت را احيا كنيم و زنده نگهداريم. رمز زنده ماندن واقعهى عاشورا اگر زينبكبرى(سلاماللَّهعليها) و امام سجّاد(صلواتاللَّهعليه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام وبعد از آن در زيارت كربلا و بعد عزيمت به مدينه و سپس در طول سالهاى متمادى كه اين بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبيين و افشاگرى نكرده بودند و حقيقت فلسفهى عاشورا و هدف حسينبنعلى و ظلم دشمن را بيان نمىكردند، واقعهى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمىماند. چرا امام صادق(عليهالصّلاة والسّلام) - طبق روايت - فرمودند كه هر كس يك بيت شعر دربارهى حادثهى عاشورا بگويد و كسانى را با آن بيت شعر بگرياند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟(1) چون تمام دستگاههاى تبليغاتى، براى منزوى كردن و در ظلمت نگهداشتن مسألهى عاشورا و كلاً مسألهى اهلبيت، تجهيز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضيه چه بود. تبليغ، اينگونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از تبليغات دروغ و مغرضانه و شيطنتآميز مىكردند. در چنين فضايى، مگر ممكن بود قضيهى عاشورا - كه با اين عظمت در بيابانى در گوشهيى از دنياى اسلام اتفاق افتاده - با اين تپش و نشاط باقى بماند؟ يقيناً بدون آن تلاشها، از بين مىرفت. آنچه اين ياد را زنده كرد، تلاش بازماندگان حسينبنعلى(عليهالسّلام) بود. به همان اندازه كه مجاهدت حسينبنعلى(عليهالسّلام) و يارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نيز مجاهدت زينب (عليهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(عليهالسّلام) و بقيهى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنهى نظامى نبود؛ بلكه تبليغى و فرهنگى بود. ما به اين نكتهها بايد توجه كنيم. درسى كه اربعين به ما مىدهد درسى كه اربعين به ما مىدهد، اين است كه بايد ياد حقيقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبليغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببينيد از اول انقلاب تا امروز، تبليغات عليه انقلاب و امام و اسلام و اين ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبليغات و طوفانى كه عليه جنگ به راه نيفتاد جنگى كه دفاع و حراست از اسلام و ميهن و حيثيت و شرف مردم بود. ببينيد دشمنان عليه شهداى عزيزى كه جانشان - يعنى بزرگترين سرمايهشان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه كردند و مستقيم و غيرمستقيم، با راديوها و روزنامهها و مجلهها و كتابهايى كه منتشر مىكردند، در ذهن آدمهاى سادهلوح در همه جاى دنيا، چه تلقينى توانستند بكنند. حتّى افراد معدودى از آدمهاى سادهدل و جاهل و نيز انسانهاى موجّه و غير موجّهى در كشور خودمان هم، در آن فضاى ملتهب جنگ، گاهى حرفهايى مىزدند كه ناشى از ندانستن و عدم احاطه به حقايق بود. همين چيزها بود كه امام عزيز را برمىآشفت و وادار مىكرد كه با آن فرياد ملكوتى ، حقايق را با صراحت بيان كند. اگر در مقابل اين تبليغات، تبليغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ايران و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان، در خدمت حقيقتى كه در اين كشور وجود دارد، قرار نگيرد، دشمن در ميدان تبليغات غالب خواهد شد. ميدان تبليغات، ميدان بسيار عظيم و خطرناكى است. البته، اكثريت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به بركت آگاهىِ ناشى از انقلاب، در مقابل تبليغات دشمن بيمه هستند و مصونيت پيدا كردهاند. از بس دشمن دروغ گفت و چيزهايى را كه در مقابل چشم مردم بود، به عكس و واژگون نشان داد و منعكس كرد، اطمينان مردم ما نسبت به گفتهها و بافتهها و ياوهگوييهاى تبليغات جهانى ، بكلى سلب شده است. دستگاه ظالم جبار يزيدى با تبليغات خود، حسينبنعلى(ع) را محكوم مىساخت و وانمود مىكرد كه حسينبنعلى(ع) كسى بود كه بر ضد دستگاه عدل و حكومت اسلامى و براى دنيا قيام كرده است!! بعضى هم، اين تبليغات دروغ را باور مىكردند. بعد هم كه حسينبنعلى(عليهالسّلام)، با آن وضع عجيب و با آن شكل فجيع، به وسيلهى دژخيمان در صحراى كربلا به شهادت رسيد، آن را يك غلبه و فتح وانمود مىكردند! اما تبليغات صحيح دستگاه امامت، تمام اين بافتهها را عوض كرد. حق، اين گونه است. از بيانات حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالى)29/ 06/ 68 منبع : پايگاه مقام معظم رهبري
از دوستان عزیز که قبلاْ نظر دادند تقدیر و تشکر می کنیم (بخصوص آقا نیما) التماس دعا
زنده نگه داشتن یاد و نام امام حسین(علیهالسلام) و حماسه عاشورا به عنوان نماد مقاومت اهل بیت (علیهمالسلام) در برابر جبهه كفر و نفاق و مقابله با طغیان و ستمگرى، یكى از مهمترین دغدغههاى امامان معصوم(علیهمالسلام) بوده است. آن بزرگواران مىكوشیدند تا قیام جاویدان عاشورا زنده بماند و پیام پایدارى و استوارى اهل حق در مقابل باطل در بلنداى تاریخ با نام مقدس حضرت امام حسین (علیهالسلام) طنینانداز شود. از شیوههایى كه حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) براى رساندن پیام استوارى و مقاومت از آن بهره مىبرد، تداوم بخشیدن و زنده نگه داشتن یاد و خاطره جدّ بزرگوارش حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام) بود. روایت ذیل بیانگر این حقیقت تاریخى است: محدث نورى مىنویسد: منصور دوانیقى در عید نوروز، امام را مجبور كرد كه در مجلس عمومى بنشیند و مردم براى عرض تبریك به محضرش بیایند و هدایا و تحفهها را به حضور آن حضرت بیاورند. امام به ناچار در آن مجلس نشست و فرمانداران و فرماندهان و امراى لشكرى و كشورى و عموم مردم براى تهنیت مىآمدند و هدایا و تحفههاى فراوانى مىآوردند و خادم منصور همه هدایا را ثبت مىكرد. آخرین فردى كه به حضور امام آمد، پیرمردى سالمند بود كه به امام عرضه داشت: اى پسر دختر رسول خدا(صلى الله علیه و آله)! من مرد فقیرى هستم كه از مال دنیا بىبهرهام، اما سه بیت شعرى را كه جدم در رثاى جدّتان حضرت حسین بن على(علیهماالسلام) سروده، به خدمتتان تقدیم مىكنم: یَوْمَ الْهِیاجِ وَ قَدْ عَلاكَ غُبارٌ یَوْمَ الْهِیاجِ وَ قَدْ عَلاكَ غُبارٌ یا ابا عبدالله! من (از دشمنان تو تعجب نمىكنم كه چرا تو را كشتند، بلكه) تعجب مىكنم از شمشیرى كه بر بدن نازنین تو در روز عاشورا فرود آمد، در حالى كه غبار كربلا بر بدن تو نشسته بود. وَلاَِسْهُمٍ نَفَذَتكَ دونَ حَرائِرَ یَدْعُونَ جَدَّكَ وَالدُّمُوعُ غِزارٌ یَدْعُونَ جَدَّكَ وَالدُّمُوعُ غِزارٌ یَدْعُونَ جَدَّكَ وَالدُّمُوعُ غِزارٌ من شگفت زده هستم از آن تیرهایى كه بر بدنت فرو رفتند، در حالى كه خانوادهات با چشمان اشكبار قتل تو را نظاره كرده و جدّت را صدا مىزدند. اِلاّ تَقَضْقَضَتِ السِّهامُ وَ عاقَها عَنْ جِسْمِكَ الاِْجْلالُ وَالاِْكْبارُ عَنْ جِسْمِكَ الاِْجْلالُ وَالاِْكْبارُ عَنْ جِسْمِكَ الاِْجْلالُ وَالاِْكْبارُ یا ابا عبدالله! چرا بزرگى و جلالت تو مانع نشد از این كه تیرها بر بدنت اصابت كنند و آن جسم پاك را مجروح نمایند! امام فرمود: احسنت! بارك الله فیك! هدیهات را پذیرفتم، بفرما بنشین! آنگاه به خادم گفت: از منصور بپرس در مورد این همه هدایا چه تصمیمى دارد؟ منصور گفت: همه آنها را به حضرت كاظم (علیهالسلام) بخشیدم، هر طور دوست دارد مصرف كند. امام نیز تمام آن تحفهها را به آن پیرمرد شیعه كه زیباترین اشعار را در مرثیه امام حسین(علیهالسلام) خوانده بود، بخشید و او را تشویق نمود.(1) امام كاظم(علیهالسلام) به این وسیله، از شاعران و احیاگران حماسه عاشورا تجلیل نمود و پیام پایدارى اهل بیت(علیهمالسلام) را كه در حركت انقلابى امام حسین(علیهالسلام) جلوهگر شده بود، علنى ساخت. پینوشت: 1- مستدرك الوسائل، ج10، ص386. "عبدالکریم پاک نیا" منبع سایت تبیان |
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب و وهابیت برنامه های موسسه امیدواران منتظر (نیمه دوم سال 1388) برنامه های موسسه امیدواران منتظر (نیمه اول در سال 1388) خلاصه سوابق سمن موسسه امیدواران منتظر عضویت در موسسه امیدواران منتظر آرشيو پيوندهاي روزانه
مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387
مهدویت بیانات مقام معظم رهبری در محضر عارفان احکام برنامه های موسسه مناسبتها
مرتضی رضا
سازمان ملی جوانان استان آذربایجان غربی پایگاه اطلاع رسانی حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) سایت اندیشه قم پایگاه اطلاع رسانی امام خمینی (ره) سایت نسیم رضوان سایت مداحی و نوحی سرای ذاکرین سایت ام الکتاب سایت خطابه غدیر آستان مقدس حضرت شاه عبدالعظیم (ع) سایت منجی سایت افق خبرگزاری قرآنی سایت حماسه هشت سال دفاع مقدس پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری(مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله فاضل لنکرانی (ره) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیستانی(مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله جوادی آملی(مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله نوری همدانی (مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله تبریزی (مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی(مد ظله) موسسه آموزشی و پرورشی حضرت امام خمینی (ره) نجوم سایت خبری روابط عمومی کل سپاه سایت شیعه پایگاه اطلاع رسانی امام علی (ع) سایت یا زهرا (س) سایت منتظر سایت امام جواد(ع) سایت امام صادق (ع) سایت معاونت امور اساتید نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها پایگاه تخصصی نهج البلاغه پایگاه عبد صالح صنوبری شاگرد استاد خیاط سایت حجاب شیعه پایگاه اطلاع رسانی هیئت شمیران مرکز تحقیقاتی حضرت ولی عصر عج بنیاد اندیشه اسلامی
monesam khoda
پشتيباني
لطفا برای عضویت در خبرنامه از اسم مستعار استفاده نفرمائید ![]() |