به هنگام احتضار ابوریحان ، مرد فقیهى به ملاقاتش رسید سؤ الى از فقیه کرد آن فقیه بیان داشتند حال چه وقت پرسش است . ابوریحان گفت : من مى دانم که در حال احتضارم . ولى آیا بمیرم بهتر است یا بمیرم و بدانم بهتر است یا بمیرم و ندانم ؟ بالاخره خواهم مرد، پس بدانم و بمیرم بهتر است .آن فقیه جواب مساءله را داد و مى گوید: هنوز به خانه نرسیده بودم که صداى گریه و ناله از منزل ابوریحان برخاست و گفتند: ابوریحان وفات کرد.