|
*یک پلک زدن غافل از آن ماه نباشیم***********شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم* |
|
2- آخرت از نامهاي ديگر قيامت در قرآن ، «آخرت» است . (و الدار آلاخره خير للذين يتقون : اعراف/69) . به قيامت ، آخرت گفته مي شود به اين خاطر كه چهرة اُخراي عالم است . عالم هستي داراي مُلك و ملكوت است . آنچه ما از اين عالم مي بينيم فقط صورت و انعكاس نوري اشياء موجود در عالَم است ، ما حتي مُلك را هم نمي بينيم ؛ چرا كه لازمه ديدن مُلك ، مشاهدة ملكوت است . در مورد معرفت الهي نيز چنين است ، اول بايد خدا را شناخت تا بتوان پيامبر را شناخت . لذا به ما توصيه شده است كه از خداوند چنين بخواهيد : « اللهم عرفني نفسَك ، فإنّك إن لم تعرّفني نفسَك لم أعرِفْ نبيَك ...» : خدايا اگر تو خودت را به من نشناساني ، من پيامبرت را نخواهم شناخت . به همين خاطر فرمود حضرت ابراهيم (عليه السلام) براي شما اسوه است : «قد كانت لكم اسوه حسنه في ابراهيم و الذين معه : ممتحنه/4 » زيرا ابراهيم (عليه السلام) ملكوت آسمانها و زمين را ديد . «و كذلك نُرِيَ ابراهيم ملكوت السماوات و الارض : انعام /75» پس آخرت (چهره اُخراي عالم : ملكوت) الآن هم هست ، ولي ما نمي بينيم ولي پس از مرگ ، وقتي از اين عالم رخت بربستيم و پرده ها كنار رفت، متوجه مي شويم كه قيامت بود ولي ما نمي ديديم ! چنانچه در آن روز خطاب به گنهكاران گفته مي شود : «لقد كنتَ في غفله من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد : ق/22» : (به او خطاب مىشود) تو از اين غافل بودي، و ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملاً تيز بين است! آري، آنهايي كه به بافته هاي ذهني و خيالات خود سرگرم شده و گرفتار دنيا(ي مذموم) شدند، از قيامت غافلند و وقتي چشمانشان باز مي شود كه ديگر سودي برايشان نخواهد داشت . پس قيامت روز ظهور است ، نه روز حدوث ؛ روز ظهور آنچه قبلاً بوده است . كساني كه در اين دنيا كور بودند در آنجا نيز كور خواهند بود : « و من كان في هذه اعمي فهو في الاخره اعمي و اضل سبيلا : اسراء/72 » ؛ « و نحشره يوم القيامه أعمي:طه /124» در مورد بهشتيان نيز چنين است : ... مي گويند اين همان است كه قبلا به ما روزي شده بود (كُلَّما رُزِقوا منها مِن ثمرهٍ رزقاً ، قالوا هذا الذي رُزِقنا مِن قبل و اُتوا به متشابهاً : بقره/25) در نتيجه كسي كه الآن قيامت را ببيند و ببيند كه در همه حال با اعمالي كه انجام مي دهد ، يا در بهشت است و يا در جهنم ، چنين شخصي لحظهاي غافل نميماند ، فرصتها را لحظهاي از دست نميدهد . 3- معاد به قيامت ، «معاد» گفته مي شود ، از آن جهت كه «محل بازگشت» است ؛ بازگشتن به جايي كه قبلاً آنجا بود . اگر كسي بخواهد براي اولين بار به جايي برود كه قبلاً در آنجا نبود ، مي گويند «به آنجا رفت» يا «به اينجا آمد»، ولي هنگامي كه به جايي كه قبلاً آنجا بود برود ، نمي گويند «رفت» يا «آمد» بلكه مي گويند : «به آنجا بازگشت». ما نيز چون از آنجا ـ از عالم ملكوت ـ آمدهايم و قبلاً (در عالم ذر) آنجا بوده ايم ، دوباره به آنجا بازخواهيم گشت . «إنّا لله و إنّا إليه راجعون.» حقيقت قيامت : ادامه مبحث «آخرت» هر عملي كه انسان انجام مي دهد يك چهرة اولي دارد و يك چهره اُخري . [ چهرة اولاي اعمال انسان همان جنبه ظاهري آن است كه مي بينيم و چهره اخراي آن حقيقتي است كه در نتيجه آن عمل حاصل مي شود و بر روي نفس آدمي اثر مي گذارد چنانچه در آيات متعددي از قرآن كريم به اين امر اشاره شده است : إنّالذين ياكلون أموال اليتامي ظلماً ، إنما يأكلون في بطونهم ناراً و سيصلون سعيراً : النساء/10 (كسانى كه اموال يتيمان را از روى ظلم و ستم مىخورند، تنها آتش مىخورند و به زودى در شعلههاى آتش (دوزخ) مىسوزند.) يا در جاي ديگر مي فرمايد : و لا يغتب بعضكم بعضاً ، أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتاً ؟ فكرهتموه ؛ و اتقوالله إن الله تواب رحيم :الحجرات/12 (هيچيك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد، تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه پذير و مهربان است.)] كسي كه غيبت ديگري را مي كند مثل اين است كه مي خواهد به يك حساب بانكي پولي واريز كند اما بخاطر نادرست نوشتن شماره حساب در فيش ، آن مبلغ به حساب شخص ديگر مي رود . همچنانكه وقتي دو كشاورز گندم مي كارند ، موقع برداشت محصول مي بينيم كه يكي مرغوب و ديگري نامرغوب شده است ، عوامل زيادي در اين مرغوبيت دخالت داشته اند از جمله نوع بذر(اصلاح بذر) ، كيفيت زمين ، مشاوره با مهندسين كشاورزي و ... ، اعمال ما نيز چنين است . همچون كاشتن مزرعه اي است [الدنيا مزرعه الاخره] بايد بالا برويم تا ببينيم چه كاشته ايم . البته وقتي با اعمال خود ، چيزي در مزرعة وجود خود كاشتيم ، بلافاصله ثمر مي دهد ؛ فقط وقتي به آخرت رفتيم آن ثمر و محصول را كه از قبل ايجاد كرده ايم خواهيم ديد ، نه اينكه در قيامت ، چهرة اخراي اعمال ما ايجاد مي شود . متّقين قيامت را در اين دنيا مي بينند . [رجوع كنيد به خطبه متقين نهج البلاغه (خطبه 193)] مثل اين است كه بخواهيم به «تهران» برويم ؛ چنين نيست كه وقتي ما به تهران مي رسيم ، تهران ايجاد مي شود بلكه ، وقتي به آنجا رسيديم ، تهراني كه قبلاً وجود داشته را مي بينيم . پس : چنين نيست كه وقتي ما به قيامت مي رسيم ، قيامت ايجاد مي شود بلكه ، وقتي به آنجا رسيديم ، قيامتي كه قبلاً وجود داشته را مي بينيم . فـردا كه آفتـاب حقيـقت شـود پـديـد شرمنده رهروي كه عمل بر مَجاز كرد مؤمن با يقين عمل مي كند نه با شك و ترديد و خيال. « إنّ الظن لا يغني من الحقّ شيئاً : يونس/36 » چنين نباشد كه فقط خيال كنيم نماز خواندهايم و شك كنيم كه آيا نمازي كه من خواندم آيا واقعاً نماز بود يا نه! چرا كه نمازي كه بدون حضور قلب باشد ، اصلاً نماز نيست « لا صلاه الّا بحضور القلب.» لذا از اين نماز نمي توان چيزي برداشت نمود چرا كه نمازي كه به ما گفته بودند (نماز با حضور قلب) را نخوانده ايم و نمازي را هم كه ما خوانديم (بدون حضور) ، از ما نخواسته بودند . دنياي مذموم و دنياي پسنديده دنيايي كه در قرآن و نهج البلاغه از آن ستايش شده است ، چهره مُلكي آخرت است ؛ همان دنيايي كه آيت الهي است و مخلوق خداوند . عالَم امكان دو چهره دارد : چهره اولي و چهره اخري ؛ چهره اولاي اين عالم ، دنيا و چهره اُخراي آن آخرت است . دنيا به اين معنا هيچگاه مذمت نشده است . به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشـقم بر همـه عالم كه همه عالم از اوست دنيايي كه مذمت شده است ، در واقع وجود خارجي ندارد ؛ فقط خيال و وهم و بافته هاي ذهن انسان است . امور اعتباري و قراردادي است كه ظرف وجودي آن فقط ذهن انسان است . در چنين دنيايي وقتي كسي بر بلندي ايستاد ،وقتي بر صدر مجلسي نشست ، وقتي منزل و مركَب گران قيمتي داشت ، خيال مي كند بزرگ است و بر همه فخر فروشي مي كند . [مغرور مي شود و طغيان مي كند : كلّا ، إنّ الانسان ليطغي أن رآه استغني : وقتي خيال كرد بي نياز شده است ، سر به طغيان مي نهد . /علق/6و7] اينكه به ما مي گويند فرزند دنيا نباشيد ، يعني فرزند وهم و خيال نباشيد و وقتي به ما مي گويند فرزند آخرت باشيد ، نه به معناي آن است كه خانه نسازيد و سوار ماشين نشويد ؛ آري وقتي سوار ماشين شد و خودش را گم كرد ، اين مذموم است . دنيا خيلي بزرگ است ، قرار است ما در اين دنياي بزرگ كه به اندازه هفت آسمان و زمين است بزرگ شويم و رشد كنيم . اين عالم رَحِم است براي ما . ما بايد در اين رَحِم [به اندازه ظرفيتي كه دارد] بزرگ شويم و بعد از آن در آخرت بسيار بيشتر از آن مي توانيم رشد كنيم . البته منظور از بزرگ شدن ، معناي حقيقي آن است ؛ درست است اگر بدانيم كه خورشيدي هست و الآن روز است و ساير اطلاعات علمي را درباره خورشيد بدانيم ، تا حدودي بزرگ شده ايم ولي بزرگي حقيقي در جايي است كه بتوانيم به خورشيد برسيم و آن را تصرف كنيم . به همين خاطر است كه وقتي امام زمان (عج) ظهور نمايد ، تمامي كرات آسمان كشف خواهند شد و به آنها دسترسي و تسلط پيدا خواهد شد . اگر نتوانيم در اين مدت عمري كه در دنيا به ما داده شده است ، بزرگ شويم ، ما را با زور و فشار از اين رحم خارج مي كنند ؛ همچنانكه اگر جَنين نتواند در مدت 9 ماه در رحم مادر به اندازه كافي رشد كند ، هرطور شده حتي با عمل جراحي او را خارج مي كنند . اين جهان ، طفل جان را حامله مرگِ دردِ زادن است و زلـزله ولي اگر به رشد كافي برسيم ، به راحتي زايمان خواهيم شد و در عالم برزخ متولد مي شويم . اگر كامل رشد كنيم ، در آخرت سالم متولد مي شويم ولي اگر ناقص باشيم ، در آنجا كَر و كور و ناقص متولد مي شويم . همچنانكه اين دنيا رحم است براي برزخ ، برزخ نيز براي قيامت رحم است . در قيامت خطاب به انسانهايي كه نتوانستند خوب بزرگ شوند ، گفته مي شود كه به تو ظرفي به اين بزرگي و عظمت داده شده بود ولي تو به اندازه يك قاشق در اين ظرف ريخته اي ! ما بايد اين ظرف را پُر كنيم . امام زمان (عج) مي آيد تا ما را به اندازه ظرفمان (هفت آسمان و زمين) بزرگ كند . حتي رجعت نيز كه براي برخي از انسانها حاصل مي شود بخاطر اين است كه عده اي از آنها ناقص رشد كرده اند ، بازگردانده مي شوند تا دوباره در اين دنيا [در محضر امام زمان (عج)] كامل شوند همچون نوزادي كه ناقص متولد شده است و چند روزي در دستگاهي نگهداري مي شود تا كامل گردد . حقيقت قيامت : عالم برزخ از جمله موضوعاتي كه در بحث قيامت در قرآن مطرح است ، عالم برزخ مي باشد . تمام انسانها پس از اينكه از اين دنيا گذر مي كنند ، وارد عالم برزخ مي شوند مگر انسانهاي آخرالزمان كه مستقيماً وارد قيامت مي شوند ؛ البته اينكه آيا بين آخرالزمان و قيامت فاصله اي وجود دارد يا نه ، بحث ديگري است . برزخ نشئه اي است كه انسان در آنجا منتظر مي ماند . هر عملي كه انسان انجام مي دهد ، تا زماني كه اين دنيا وجود دارد ، آن اعمال ادامه مي يابد . هر لحظه از زندگي كه عملي از ما صادر مي شود ، همانند ايجاد موج در عالم طبيعت است ؛ هر لحظه با ديدن ، شنيدن ، سخن گفتن ، رفتن و آمدن ، مطالعه و هر عمل ديگري ، موج ايجاد مي كنيم و تا زماني كه دنيا برپا است اين امواج وجود دارد . البته ما نمي دانيم كه اين موجي كه مثلاً در اين مسجد ايجاد كرده ايم ، چقدر وسعت پيدا ميكند . اين صحبتهايي كه در اينجا مي شود شايد تا ميلياردها انسان گسترش يابد . چون افرادي كه اين سخنان را مي شنوند تا حدودي تأثير مي پذيرند . انسانها دائم در اثر حسن اختيار و يا سوء اختيار در حال اثر گذاري و اثر پذيري هستند . اين تأثيرها يا تأثير تكويني است و يا تشريعي ؛ تأثير تكويني تأثيري است كه بر خود ، نسل خود و ديگران مي گذارد به طوري كه با انجام عملي در نطفه خود و در نتيجه در نسلش اثر ميگذارد و يا در ديگران تأثير مي گذارد و فردي كه آن سخنان را مي شنود تصميم مي گيرد كه تحولي در زندگي خود ايجاد كند ؛ اين تحولات در خود آن شخص و در اعضاي خانواده و نسل او تأثير مي گذارد . [چه اين اعمال نيك و پسنديده باشد يا زشت و ناپسند .] امواجي كه با اعمال خود ايجاد كرده ايم و بر ديگران تأثير كرده است ، در برزخ ، اثرات و بازتاب آن امواج را مي بينيم ؛ همانند سپرده سرمايه گذاري در بانك كه روز به روز بر سود آن افزوده مي شود . چرا كه اين عمل ما فرضاً بر ده نفر اثر گذاشته و هركدام از آن ده نفر هم بر ده نفر ديگر اثر مي گذارد . از انقلابي كه حضرت امام (ره) نمودند ، تمامي پيامبران ، امامان (عليهم السلام) ، شيخ طوسي و شيخ مفيد ، علامه طباطبايي ، خانواده آنها ، كساني كه به آنان خدمت كرده اند ، همه و همه تأثير داشته اند و در نتيجه ثواب هم مي برند . ما را در برزخ نگه خواهند داشت تا اين بازتاب اعمال (چه اعمال نيك و چه بد) به ما برسد . سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود آن است كه چگونه اعمال نيك محدودي كه ما در اين دنياي محدود و در عمر كوتاه خود انجام مي دهيم مستحق چنان بهشتي است كه وسعت آن به اندازه آسمانها و زمين است ؟! بنابراين در نگاه اول چنين به نظر مي رسد كه تناسبي بين اعمال ما و پاداش اخروي آن وجود نداشته باشد ! پاسخ اين سؤال آن است كه عمر ما محدود به زماني كه جسممان در اين عالم وجود دارد ، نيست ؛ بلكه هزاران سال عمر مي كنيم ؛ به اين صورت كه هم با گذشته ارتباط داريم و هم با آيندگان . هم در اثر اعمال نيك ما به گذشتگان ثواب مي رسد و چون ثواب ما به آنان رسيده ، متقابلاً از آنها نيز به ما ثواب مي رسد ؛ ما موجود گسيخته از گذشته و آينده نيستيم . بعلاوه يك نوع ارتباط ديگري هم انسان با گذشته دارد ؛ انسان مي تواند در تمام اعمال نيك گذشتگان از اول خلقت تاكنون شريك باشد كسي كه نيّتش اين باشد كه در محضر پيامبران مي بود وآنان را ياري مي داد ، اين نيّت در او تأثير خواهد داشت . چرا كه «إنّما الأعمال بالنيّات» [لكُلِّ امْرِءٍ ما نَوَي] . [ پس از پيروزي در جنگ بصره يكي از ياران اميرالمؤمنين(عليه السلام) به حضرت عرض كرد : دوست داشتم برادرم با ما بود و مي ديد كه خداوند چگونه تو را بر دشمنانت پيروز كرد ! امام (عليه السلام)پرسيد :آيا فكر و دل برادرت با ما بود ؟ گفت :آري. حضرت فرمود : پس او در اين جنگ با ما بود بلكه با ما در اين جنگ شريكند آن كساني كه هنوز در صُلب پدران و رَحِم مادران مي باشند ، ولي با ما هم عقيده و آرمانند ؛ به زودي متولد مي شوند و دين و ايمان بوسيله آنان تقويت مي گردد . ] : نهج البلاغه /خطبه 12 در برزخ اين نيت ها بازتاب دارد ؛ اين روحيه در چرخش ستارگان ، در بارش باران و در اعمال آيندگان تأثير خواهد داشت ؛ لذا انسانها را در برزخ نگه مي دارند تا آن اثرات را ببيند . مگر انسانهاي آخرين ، كه در برزخ نگه داشته نمي شوند بلكه در عصر امام زمان (عج) چنان تربيت مي شوند و به جايي مي رسند كه ديگر لازم نيست در برزخ نگه داشته شوند [و همة اثرات اعمال خود را بدون اينكه در برزخ باشند ، به قيامت ميبرند.] برزخ براي مؤمنان ، بزرگ تر ، روشن تر و شيرين تر از اين عالم است ، در آنجا [فرد مؤمن] منتظر است تا دوستان و آشنايان زودتر به او ملحق شوند و براي آنها دعا مي كند . او نمي تواند آنجا براي خودش عمل كند ولي نتيجه اعمال خود را كه در دنيا انجام داده ، مي بيند . البته مي تواند براي ديگران دعا كند . به همين خاطر از لحظه مرگ، قيامت انسان آغاز مي شود . زيرا برزخ پُل بين دنيا و قيامت است ؛ هم حال و هواي قيامت را دارد و هم دنيا را ؛ هم شبيه دنيا است و هم شبيه آخرت ؛ برزخ از آن جهت كه در آن نمي توان براي خود عملي انجام داد شبيه قيامت است و از آن جهت كه هنوز اثرات اعمال در عالم برزخ به انسان مي رسد ، شبيه دنيا است . در قيامت حساب بسته مي شود و ديگر ثوابي به انسان نمي رسد . اين يك لطف الهي است كه برزخ را براي انسانها قرار داده است . برزخ پيش نيازي است براي قيامت ؛ تا آماده شود و آموزش ببيند براي وارد شدن به قيامت . اگر انسان بداند كه از بين نمي رود ، زندگي برايش شيرين مي شود ، بزرگ ترين نگراني انسان ، از بين رفتن و معدوم شدن است . البته اگر باور كند كه هميشه خواهد بود و فقط منزل را عوض مي كند . چنين شخصي ديگر نگراني و دلهره نخواهد داشت و راحت زندگي خواهد كرد . در برزخ ، تا مؤمن چشمش را باز ميكند ، مي بيند كه زن و فرزند و دوستانش زود به او ملحق شده اند . در اين دنيا است كه تحمل و انتظار ، سخت است . براي مؤمنان ، گذر زمان در برزخ ـ چون مجرد و غير مادي است ـ آسان و كوتاه است و روزها و سالهاي آن با اين عالم فرق دارد . [برعكس ،براي گناهكاران ، گذر زمان بسيار طولاني و دردآور خواهد بود.] ادامه مبحث «عالم برزخ» منظور از قبر ،برزخ است ؛در قرآن هست كه همه پس از مرگ وارد برزخ مي شوند ... يك عده در دريا مي ميرند ،عده اي ديگر چنان مي ميرند كه اصلاً در قبر به آن معني كه ما در نظر داريم ، دفن نمي شوند . آتش جهنمي كه در برزخ ظهور پيدا مي كند ، در اين عالم هست . چنانچه مي فرمايد : كساني كه اموال يتيمان را مي خورند ،در حقيقت ،آتش مي خورند . البته اختصاص به خوردن مال يتيم ندارد بلكه هر مال حرامي را شامل مي شود ... كسي كه همه شئونات زندگي او حرام باشد ، انگار مادر او آتش است و از او شير آتشين مي خورد : فاُمُّهُ هاويه + آيه 56 سوره نساء پس منظور از قبر ، داخل خاك مدفون شدن نيست ، لذا فشار قبر اختصاص به جايي ندارد كه انسان در آن دفن مي شود . زيرا فشار را جان انسان مي كشد بلكه منظور اين است كه بر بدن برزخي فشار وارد مي آيد . تمامي بابهاي معرفتي درباره قيامت با اين كليد باز شده و فهميده مي شود كه « قيامت روز ظهور حقيقت است .» قيامت روز ظهور است نه ظرف حدوث . در قيامت چيزي ايجاد نمي شود . بلكه آنچه بود ، ديده مي شود و ظهور پيدا مي كند . نديدن ما دليل بر عدم نيست . اما چه چيزهايي هست كه ما نمي بينيم و در قيامت مشخص شده و نشان داده مي شود . در تفسير سوره حمد چنين مطرح مي شود كه : ... منظور از يوم الدين اين است كه تمام دين (حقيقت توحيد ، نبوت ، عدل ، امامت و معاد) در قيامت آشكار مي شود و بعضي ، يوم الدين را به روز جزا معني مي كنند ، در حالي كه جزا يكي از مصاديق حقيقت است كه در قيامت آشكار مي شود . حقيقت نماز ، روزه و ساير احكام عبادي در آن روز آشكار مي شود . حقيقت زمين و [آسمان] آشكار مي شود . در آن روز دانسته مي شود كه در يك روز چندين بلا از انسان دفع شده و علت آن نيز دانسته مي شود . اين حقيقت آشكار مي شود كه چرا فلان روز جوراب خود را دير پيدا كردي و كمي دير بيرون رفتي ، چرا بيمار شدي چه شهاب بلاها و خطراتي كه انسان را تهديد مي كرد و خداوند از انسان محافظت نمود . در رأس حقايقي كه در آن روز آشكار مي شود ، توحيد است . ... آشكار شدن توحيد ، انسان را ديوانه مي كند . (يعض الظالم علي يديه) |
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
پاسخ به شبهات مربوط به مذاهب و وهابیت برنامه های موسسه امیدواران منتظر (نیمه دوم سال 1388) برنامه های موسسه امیدواران منتظر (نیمه اول در سال 1388) خلاصه سوابق سمن موسسه امیدواران منتظر عضویت در موسسه امیدواران منتظر آرشيو پيوندهاي روزانه
مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387
مهدویت بیانات مقام معظم رهبری در محضر عارفان احکام برنامه های موسسه مناسبتها
مرتضی رضا
سازمان ملی جوانان استان آذربایجان غربی پایگاه اطلاع رسانی حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) سایت اندیشه قم پایگاه اطلاع رسانی امام خمینی (ره) سایت نسیم رضوان سایت مداحی و نوحی سرای ذاکرین سایت ام الکتاب سایت خطابه غدیر آستان مقدس حضرت شاه عبدالعظیم (ع) سایت منجی سایت افق خبرگزاری قرآنی سایت حماسه هشت سال دفاع مقدس پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری(مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله فاضل لنکرانی (ره) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سیستانی(مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله جوادی آملی(مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله نوری همدانی (مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله تبریزی (مد ظله) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی(مد ظله) موسسه آموزشی و پرورشی حضرت امام خمینی (ره) نجوم سایت خبری روابط عمومی کل سپاه سایت شیعه پایگاه اطلاع رسانی امام علی (ع) سایت یا زهرا (س) سایت منتظر سایت امام جواد(ع) سایت امام صادق (ع) سایت معاونت امور اساتید نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها پایگاه تخصصی نهج البلاغه پایگاه عبد صالح صنوبری شاگرد استاد خیاط سایت حجاب شیعه پایگاه اطلاع رسانی هیئت شمیران مرکز تحقیقاتی حضرت ولی عصر عج بنیاد اندیشه اسلامی
monesam khoda
پشتيباني
لطفا برای عضویت در خبرنامه از اسم مستعار استفاده نفرمائید ![]() |